از بیم و امید عشق ،رنجورم
آرامش جاودانه می خواهم
بر حسرت دل دگر نیفزایم
آسایش بیکرانه می خواهم
پا بر سر دل نهاده ، می گویم:
"بگذشتن از آن ستیزه جو خوش تر
یک بوسه ز جام زهر بگرفتن
از بوسه ی آتشین او خوش تر!"
می سوزم از این دو رویی و نیرنگ
یکرنگی کودکانه می خواهم
ای مرگ از آن لبان خاموشت
یک بوسه ی جاودانه می خواهم ...
فروغ