محرم آمد ، مثل پرنده اي غريب ، از التهاب خاكستري آسمان .
ماه سرخ بلوغ ، ماهي كه در آن عشق آفريده شد و مردانگي و شرف در عطش معنا گرفت .
ماهي كه هيچ واژه اي گنجايش اندوه بيكرانه آن را ندارد،
ماهي كه هر ساله خون خدا را بر آسمان دنيا مي پاشند .
محرم ، ماهي كه تمام تاريخ وامدار يك نيم روز آن است .
ماهي كه خاك و خون ، آتش و عطش ، و مشك و تير، رازهاي سر به مهر آن اند .
ماهي كه هفتادو دو آيه سرخ بر صحيفه ي دلها نازل شد و هفتاد و دو كهكشان در مدار هستي قرار گرفت .
سالهاست كه محرم سياهپوش است و سينه ها از سوگ در جوش و خروش .
سالهاست كه كربلا خانه نشين دلها در روزهاي محرم است .
نمي دانم اين چه رازي است كه محرم ماه آغازين سال است ؟!
شايد سر آن در اين باشد كه عزت در گرو قيام و جهاد است و مردانگي در گرو مبارزه است .
فرستاده شده از طرف آزاده جان